فرزند پروری

فرزند پروری

نقش خانواده در فرزند پروری

همه ما می دانیم خانواده نقش اساسی در فرزند پروری و زندگی ما دارد. به زندگی ما جهت می دهد و به طور طبیعی روی افکار ما تاثیر می گذارد. هنگامی که مشکلی در خانواده پیش می آید همه اعضا را تحت تاثیر قرار می دهد و به اعضای خانواده صدمه وارد می کند.

فرایند فرافکنی خانواده به معنای گیر افتادن فرزندان در اضطراب نسل قبلی است که به صورت نشانه های اختلال بروز پیدا می کند. فرزندی که تمایز یافتگی عاطفی کمی از والدین دارد، بیش از هر عضو دیگری در خانواده نسبت به نشانه های اختلال آسیب پذیر است. افرادی که منابع عاطفی محدودی دارند معمولا نیازهای خود را به طرف مقابل فرافکنی می کنند.

نقش بلوغ عاطفی در فرزند پروری

تمایز یافتگی عاطفی

تمایز یافتگی عاطفی یک سری شاخص هایی دارد که اگر در زمان فرزند پروری افراد تقویت شده باشد، از تمایز یافتگی بالایی برخوردار هستند. آنها می توانند بین احساسات و افکار خود تمایز قائل شوند. فعالیت های خود را سمت اهدافشان ببرند و به تعریف و انتقاد مقاوم هستند. ارزیابی واقع بینانه در خود دارند. در یک نظام هیجانی پرآشوب واقع بینی عاطفی خود را حفظ کنند. خودپیروی بیشتری دارند. خودپیروی یعنی به معنای پذیرش مسئولیت رفتار خود و نه مقصر دانستن دیگران.

همجوشی عاطفی

دومین شاخص بلوغ عاطفی، همجوشی ( چسبندگی عاطفی) است. افرادی که با سیستم هیجانی خانواده همجوشی می کنند، قادر به متمایز کردن هیجان ها از هم نیستند. هرچقدر تمایل خانواده برای همجوشی بیشتر باشد، انعطاف پذیری آن برای انطباق با استرس کمتر خواهد بود. هرچقدر این همجوشی بیشتر باشد، زندگی فرد توسط نیروهای هیجانی خودکار کنترل می شود. فرد کنترل کمتری در زندگی خود دارد و در روابط عاطفی با دیگران آسیب پذیرتر است.

گسستگی عاطفی در فرزند پروری

گسستگی هیجانی (عاطفی) که به عبارتی آن روی سکه همجوشی است. گسستگی هیجانی می تواند از طریق فاصله فیزیکی یا اشکال مختلف کناره گیری عاطفی به دست بیاید. گسستگی هیجانی مانند نوعی مدار است که در آن افراد تصمیم می گیرند کاملا متفاوت از خانواده خود باشند. اگر کسی خود را بخشی از یک سیستم ارتباطی نداند، تنها امکان او این است دیگران تغییر دهد و یا کناره گیری کند. هنگامی که والدین با خانواده های خود همجوشی بسیار بالایی دارند و در هر مسئله آن ها را دخالت می دهند؛ فرزندان نیز صدمه می بینند و ما بین آن ها قرار می گیرند.

واکنش پذیری هیجانی

واکنش پذیری هیجانی، بخشی از طبیعت انسان و گریز ناپذیر است. این موضوع به محض بروز تنش و اضطراب افزایش می یابد. در این شرایط فرد تمایزیافته اضطراب را تجربه می کند، ولی می تواند همچنان معقول و با آگاهی باقی بماند. همچنین قادر است در مورد مشکل به بحث بپردازد. ولی در افرادی که تمایز یافتگی پایینی دارند، تفاوت عقاید منجر به احساس ناراحتی می شود. ولی برای افراد تمایز یافته بحث بر سر تفاوت ها بسیار هیجان انگیز هم است.

تمایز نیافتگی والدین در فرزند پروری

گفتیم که یکی از دلایل بروز اختلالات آسیب شناختی کودکان تمایز نیافتگی والدین به کودک است. خانواده هایی که تحت درمان هستند، نشانه های اختلال های کودکشان کاهش می یابد. وقتی والدین سعی می کنند به جای فرزند به روی خودشان تمرکز کنند، نشانه های اختلال فرزند هم کاهش می یابد. معمولا والدینی که با یکدیگر مشکل دارند و تحت درمان هستند، در یک زمانی احساساتشان جریحه دار می شود. آنها به صورت آگاهانه و ناآگاهانه از هم انتقام می گیرند و بعد از مدتی آرام می شوند. به مشکلات عاطفی درونی خود پی می برند، که هرکدام در برخورد با هیجانات و عواطف عمیق دیگری تجربه می کنند. وقتی فرایند به این موقعیت می رسد جدایی عاطفی کم کم برطرف می شود. کودک از فرایند عاطفی بین والدین تا حدودی رها می شود.

تمایز نیافتگی والدین در فرزند پروری

در هر خانواده ای که والدین بتوانند همچنان بر تمرکز مشکل خودشان ادامه دهند، فرزند آن ها می تواند از بدرفتاری دست بکشد. این موضوع تاثیر مثبتی در فرزند پروری دارد. کودک صمیمیت عاطفی جدیدی با خانواده برقرار می کند. این موضوع باعث می شود کودک به سمت رشد پیش رود. فرایند فرافکنی خانواده یک پدیده طبیعی است که در خانواده رشد می کند. ولی اگر افراد از نحوه عملکرد آن آگاه شوند، می توانند آن را تغییر داده و کنترل کنند. معمولا والدینی که میزان زیادی از اضطراب در خانواده را گزارش می کنند، فرزندشان مشکلات زیادی دارد. مشکلاتی از قبیل بیش فعالی و کمبود توجه، بد رفتاری و پرخاشگری، افت تحصیلی و انواع این مشکلات هستند.

نشانه های اختلال

به هم خوردن سیستم هیجانی چه در فرد و چه در سیستم روابط او، می تواند محرک شکل گیری نشانه های اختلال باشد. نشانه های حاد در ارتباط با آشفتگی کوتاه مدت در تعادل سیستم و نشانه های مزمن در رابطه با آشفتگی های دراز مدت سیستم هستند. فرایند با هم بودن (نیروهای همجوشی) ناشی از اضطراب که در آن افراد همدیگر را تحت فشار قرار می دهند تا به شیوه ی خاصی فکر، احساس و عمل کنند؛ می تواند محرک ایجاد نشانه های اختلال باشد.

رشد نشانه های اختلال، خود می تواند به عنوان یک رویداد استرس زا به اضطراب خانواده و تداخل در فرزند پروری اضافه شود. برای مثال اگر یک فرزند دچار یک بیماری مزمن پزشکی یا مشکل هیجانی شود؛ این بیماری و مشکل منبع اضطراب برای خانواده می شود. مادر نگران مشکل فرزند می شود و از شوهرش انتظار حمایت عاطفی بیشتر دارد. چرخه تنش در ازدواج تقویت می شود و نشانه دوم در خانواده (در یکی از والدین یا یک فرزند دیگر) ظاهر می شود. هرچه سطح تمایز یافتگی فرد کمتر باشد، کمتر می تواند با استرس انطباق یابد. هر قدر سطح اضطراب مزمن در یک سیستم ارتباطی بیشتر باشد، فشار روی توانایی های مقابله ای افراد هم بیشتر می شود.

فرزند پروری سبک های متفاوتی دارد که می توانید در مقاله سبک های فرزند پروری با آنها آشنا شوید.

منبع: کتاب خانواده منشا توانایی ها یا مشکلات _ دکتر فاطمه قره باغی

نویسنده: سبا صفایی راذ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *